امروز همانطور که امین گفت با دوست عزیزم محمد به استادیوم رفتم و در حالی بلیط طبقه ی دوم را گرفتم که ساعت ده و نیم بلیط های طبقه اول فروخته شده بود. ما در طبقه دوم ضلع غربی نزدیک پرژکتور شمال غربی ورزشگاه نشسته بودیم و با مشاهده طبقه اول متوجه شدیم که 30 درصد آن خالی است (بازار سیاه).


گرمای هوا به حدی بود که کمی بیشتر از 1 ساعت گذشته بود که پوست صورت و دست ما به طور کامل از شدت آفتاب سوخت.

هواداران پرسپولیس و اندک هواداران سپاهان از ابتدا شروع به خواندن کری کردند. کری ها به صورت محترمانه و نامحترمانه بین دو تیم رد و بدل میشد که البته سهم پرسپولیسی ها در بخش نا محترمانه بسیار بیشتر از تیم حریفشان بود. این جدل ها میان دو تیم حتی باعث دخالت یگان ویژه هم شد.





در چند ساعته اولیه برنامه خاصی برای سرگرم کردن تماشاگران وجود نداشت و تنها تماشاگران با شعار دادن و یا کری خواندن برای هم یا بالا رفتن از پله ها برای خوردن و استفاده از آب ( از شیرهای آبی که تنها لقب مناسب برایشان افتضاح است) سپری شد و دلخوشی تماشاگران شنیدن موسیقی های تکنویی بود که از باند های روی پیست دو میدانی پخش می شد.
فکر کنم ساعت حوالی 12 بود که طرفیت استادیوم تکمیل شد و 1 ساعت بعد طبقه ی دوم جای سوزن انداختن نداشت. البته طبقه ی اول هنوز جای خالی زیادی داشت.(بازار سیاه).



تا شروع مسابقه برنامه هایی تدارک دیده شده بود که از حق نگذریم برنامه ها در حد کسالت آور بود!!
تا اینکه...
ساعت یک ربع چهار بازیکنان دو تیم نم نم برای گرم کردن وارد زمین شدند. بازیکنان ثابت پرسپولیس با کاور در حال گرم کردن بودند و بازیکنان ذخیره با لباس اصلی تیم به طور جداگانه تمرین می کردند. نکته جالب در تمرین بازیکنان اصلی تمرین شوت به دربازه بود و در بین بازیکنان محمد نصرتی دو شوت خود را به خارج چهارچوب زد. در سپاهان هم ویرا سخت بازیکنانش را در گرم کردن زیر نظر گرفته بود و مدام با آن ها صحبت می کرد. در این بین تشویق و کری خواندن تماشاگران دو تیم جالب بود. حدود نیم ساعت بعد بازیکنان هر دو تیم به رختکن رفتند.
جای تاسف برای نیروهای امنیتی ورزشگاه آزادی که حتی قادر نبودند جمعیت مازاد استادیوم را را کنترل کنند که موجب سلب آسایش تماشاگرانی که برای دیدن بازی آمده بودند نشود. به شخصه مدام در حال راه باز کردن راهی برای عبور افراد بودم که با عبور آنها جای کفش کثیفی بر روی لباسم و عذرخواهی مسخره ای بر روی ذهنم نقش می بست. این مسئله به هیچ عنوان به صورت کامل توسط یگان ویژه حل نشد تا زمانی که بازی شروع شد به صورت خودکار تا حدودی حل شد و توانستم نفسی راحت بکشم.
پس از شروع بازی چند حمله ی کم جون توسط سپاهان شکل گرفت که بی ثمر بود تا حدود دقیقه 20 بود که پرسپولیس با پاس هد عالی کریم باقری و ضربه ویرانگر محسن خلیلی به گل رسید. واقعا گل زیبایی بود و باعث شد ورزشگاه منفجر شود و من و محمد نیز همراه بقیه شروع به خوشحالی کردیم.


نمی دونم دقیقه چند بود که ضربه محسن خلیلی به دیرک دربازه خورد و توپ برگشتی هم با اختلف کمی به بیرون رفت و استادیوم نیم خیز شده نشت. فکر کنم 10 دقیقه از گل پرسپولیس نگذشته بود که با جا ماندن زارعی بازیکن پرسپولیس و تلاش بی حاصل او احسان حاج صفی با ضربه ای محکم و دیدنی دربازه پرسپولیس را فرو ریخت و ورزشگاه به جز بخش زرد آن به کما رفت. در پایان نیمه اول هم چند فرصت خوب برای پرسپولیس از بین رفت.
در نیمه دوم پرسپولیس با حمله شروع کرد و با آمدن نیکبخت و ماته و بادامکی تیم روند حجومی تری را گرفت و فرصت های خطرناک زیادی را از دست داد. پرسپولیس حتی به گل هم رسید که ماته زد. اما داور آفساید اعلام کرد. از حدود دقیقه 70 بیشتر تماشاگران بازی را ایستاده دنبال می کردند. بازیکنان سپاهان با چندین خطا و تلف کردن وقت چندین کارت زرد را گرفند و باعث شدند داور 7 دقیقه وقت اضافه شده به نیمه دوم را منظور کند. در این وقت ها پرسپولیس حمله و تماشاگران درخواست حمله می کردند. تا در دقیقه ی 96 بازی پرسپولیس با ضربه سر سپهر حیدری گل پیروزی بخش و قهرمانی تیمش را بزند و باعث یک زلزله چند صد ریشتری از شادی بر روی سکو ها پدید آورد.
پس از پایان بازی، این زلزله به درون زمین هم سرایت کرد و باعث شد که تماشاگران به زمین بازی بیایند و پس از ابراز خوشحالی با باتوم های مامورین یگان ویژه به مکان قبلی خودشان برگردند.
در جشن قهرمانی پرسپولیس فریاد های یاعلی و آمدن کاشانی و حرکت های منحصر به فرد کریم باقری در خواندن سرود قهرمانی پرسپولیس به صورت دسته جمعی و حرکت حسین کعبی و نیکبخت آن مراسم را با شکوه و بیاد ماندنی کرد.
اما مراسم اهدای جوایز و کاپ تیم نائب قهرمان (که چنین چیزی را به شخصه اولین با می شنیدم.) و کاپ زشت و بدقواره ی لیگ ما که نمی دونم جام اصلی است یا نه و... مراسم جشن قهرمانی تیم قهرمان را همانند گذشته خراب کرد.
امیدوارم از این متن نسبتا بلند من که گزارشی از دیده های شخصی من در امروز بود خسته و ناراحت نشده باشید. راستی باز هم قهرمانی پرسپولیس در هفتمین دوره ی لیگ برتر را به طرفداران این تیم تبریک می گم.
باید بگم (به امین) من از قهرمانی و برد باشگاه های تهرانی ناراحت نمی شم (چون تهران محل تولد من است) و این شامل تیم پرسپولیس و استقلال هم می شود. در ضمن هیچ تعصبی هم راجع این تیم ها یا تیم های شهرستانی ندارم و دوست ندارم بی احترامی به آن ها کنم. تنها تعصب من باشگاه منچستر است که برای کاستن این تعصب درمان و علاجی پیدا نکردم!!! امیدوارم منچستر در لیگ قهرمانان قهرمان بشه و استقلال اگر لیاقتش را داشت در جام حذفی قهرمان شود.
در پایان دوست دارم از دوستانم ابوالفضل، محمد و امین تشکر کنم.
در ضمن در چند روز آینده عکس هایی از این بازی را در این پست قرار خوام داد.
(راستی پست امین و عکسش در وبلاگ بی نهایت لذت بردم و فکر نمیکردم امین پست ورزشی بدهد!! عجیبه!؟)